ميرزا خانلرخان

264

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

مىگيرند . اگر فهميد ، چيزى از آن صاحبكار اخذ مىكند و اغلب اين است كه صاحبكارها باهم مىسازند و بر او مشتبه مىكنند . مال خودش را هم مىخورند . سالى هفده هجده الى بيست هزار تومان مداخل املاك متصرفى خود اوست . يك دينار بذل و بخشش و خيرات و مبرات و خرج نوكر و سرحد ، ندارد و نمىداند چه مىشود و كى مىبرد . وضع و دستگاهش مثل خاقان چين است كه به ذكر ممالك دنيا و تصور اين‌كه همه دنيا رعيت و ملك اوست ، خرسند است . به اين حالت او ، هرطور بقاعده هم تعديل بشود ، باز در حين عمل مغشوش مىكنند . ثانيا اينكه چندسال قبل ، ميرزا على رضا ، يك مميزى و تعديل ناقص كرده ، بعضى جاها را سرخط داده ، بعضى را نداده . ولى عمل مباشرين عماد الملك مبنى بر آن نبوده ، اسمش بود . ولى رسمش همان ميل و پيشرفت خودشان بود . حاجى ميرزا زمان خان كه آمد ، هرجائى را هرطور تعديل كرد ، يك فرمان به دست اهل آنجا داد . از اين حيث كه يك جمع و مأخذ معينى به دست مردم افتاد ، مردم خوشوقت شدند . ولى تعديل به حق نبوده ، براى عماد الملك هم فرقى نكرده است . اما اينكه تعديل به حق نبوده ، مثل اينكه بر هرآبادى يك شتر و گوسفندى موهوم جمع بسته است كه مردم بخرند ، و آنها كه قادر به خريدن نيستند مستاصل شده متوارى مىشوند . و اما اينكه براى عماد الملك فرقى نكرده ، به جهت اينكه اولا اين تعديل بدستورالعمل و ميل خود او شده . ثانيا به همان تعديل هم پابند نمىكند . مثل سرشمارى تون كه در چندين لعنت‌نامه ، باز مىگيرد . منتها به تغير اسم مىگيرد . پس علاج و رفع اين عيب و همه عيبها به رفع حكومت عماد الملك است . اولا تعديل ، درستى بشود . ثانيا آنوقت طبس ولايتى مىشود كه در اين ايران نظير نداشته باشد . اما عمل عماد الملك در خيرات و مبرات اين است كه اقوام و ارحامش هم از او كشيده و ستمديده و تمام شده‌اند . بعضى متوارى و به امير قائن پناه